السيد هاشم الرسولي المحلاتي

12

زينب عقيله بنى هاشم ( س ) ( فارسى )

جلوهء احمدى از او پيدا * صولت حيدريش چهره نما سينه‌اش مخزن اسرار خدا * چهره آيينهء آثار خدا آرى اين نكته مسلّم باشد * عالمه غير معلم باشد نگهى گرم و سرى افكنده * يعنى از جان به حسينم بنده با برادر همه جا همراهم * من كمين بندهء او ، اوشاهم تهيم از خود و پر از اويم * عشقش از روز ازل بُدخويم اى دل ارطالب فيضى به ادب * بوسه زن درگه بانو زينب سرورا ! بنده نوازى كن ساز * « جندقى » را به نگاهى بنواز گفتم اين شعر به عيد مولود * تا شود توشه به روز موعود نام و كنيه « زينب » در لغت به معناى درخت نيكو منظر آمده و ممكن است مخفف « زين و أب » يعنى زينت پدر باشد . براساس متون تاريخى و روايات ، اميرالمؤمنين دو يا سه دختر به نام « زينب » داشته كه بانوى شجاع كربلا